![]() |
![]() |
|
| من کسی ندارم ، کسم خداست ، کس بیکسان... |
|
حتما الان با خودت میگی تو چی میدونی؟ از دردی که نداری واسه چی میخونی؟ میدونم و حق داری اینو بهم بگی اما عشق به همزبون میتونه باشه دلیلش تو حر فهای دلت آه سینه سوزن وقتی که تن تو سوراخ میشه زیر سوزن منتظری که برسه روز سلامتی حاضری اون به صد کیلو طلا ندی تقصیر تو نیست که شدی بستری حرف همهی آدما رو از بری خود من که سر تو رو با این حرفها بردم دنیا رو فحش میدم با یه سرما خوردن چه برسه به تو که ... چی بگم و سرازیری به سوی درد با شیب کم ولی خدا دردهای مارو دیده آخرش اونه که به دست ما دارو میده ******* دلت مثل یه دریاست امیدواری به فردایی که تموم میشه دردهات وقتشه غمو از دلت بر داری ****** خیلی وقتا میشه که با تو این واژه که چرا من باید سرنوشتم این باشه؟ دور ما پر شده از اینهمه چرای بیجواب تنها امید میتونه باشه چراغ این شبها تو این مسیر پر پیچ و خم و پر سرآب روبهرو شدی تو حالا با یه پل خراب خودتو بهراحتی به دست باد نسپر همنشین تا که بتونی بهراحتی از پل رد بشی وقتی که دردها میگیره زیر یه خم تو رو میکوبه روی زمین و میره... بخند! به این میگن بدل توی فن کشتی یعنی تو دردهاتو با خنده کشتی توی کلمهی ای کاش حبس نشو کاشرو کاشتن، ولی سبز نشد جمع کن حالا یه مشتی جک دور خودت بخند تا خودت باشی دکتر خودت...
"یاس" (یاسر بختیاری) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 22:29 توسط ساده دل |
|
|
گاهی دلت میگیره نمیدونی چرا ...؟ یا یه کاری کردی یکیرو ناراحت کردی یا جایی کوتاهی کردی بیاینکه حواست باشه یا از کسی انتظاری داشتی که برآورده نشده یا یه جایی یکی دلتنگته یا جایی یکی ازت دلگیره یا یه جایی، یه عزیزی دلش گرفته یا غمهای قدیمیت سر باز کرده یا یه عزیزی داره ازت دور میشه یا دلواپس کارهای آیندهتی، نگران فرداهای نیومدت یا... غصه نخور، سعی کن جبران کنی سعی کن تلاش کنی اما همین که فکر میکنی گذشته و الان و آیندهات همه با دست یکی نوشته شده و با تلاشت رقم میخوره همه با نگاه یکی اتفاق میافته همونی که بارها آرزوهاتو برآورده کرد بارها بخشیدت بارها پوشوندتت بارها گرفتت بارها... دلت آروم میگیره. خدای خوب من، هزاران بار شکرت. ******* غصه نخور، من اینجا یکی همیشه باهامه... برات دعا میکنم، خیلی زیاد؛آره با توأم،لبخند بزن. ******* هر رنج و مصیبتی که در زمین از نفس خودتان به شما میرسید همهی آنها قبل از آنکه همه را در دنیا بيافرينيم در کتاب نوشته شدهاست و این کار بر خدا آسان است؛ پس هرگز براي آنچه از دست دادهايد دلتنگ نشوید و به آنچه به شما داده است وابسته (مغرور) و شادمان نشويد و خداوند دوست ندارد هیچ متکبر خودستایی را. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 18:52 توسط ساده دل |
|
|
"به نام یگانهی مهر" حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمیگیرم دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم باز سرنوشت و انتهای آشنایی باز لحظههای غمانگیز جدایی باز لحظههای ناگزیر دلبریدن بازهم آخر راه و حس تلخ نرسیدن حس تلخ نرسیدن... پای دنیای تو موندن مثل عاشقای عالم تا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه کم کم تا دلت بسوزه کمکم... مثل آینه روبهرومه، حس با تو بودن من دارم از دست تو میرم، عاشقی کن، منو نشکن منو نشکن... باز سرنوشت و انتهای آشنایی باز لحظههای غمانگیز جدایی باز لحظههای ناگزیر دلبریدن بازهم آخر راه و حس تلخ نرسیدن نرسیدن... خواننده:علی لهراسبی آهنگساز: بهروز صفاریان |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:14 توسط ساده دل |
|
|
وقتی چیزی از خدا میخواهیم وقتی منتظر اجابت دعایی هستیم چقدر حساس میشویم... به کارهایمان، حرفزدنمان، رفتارمان و... خدای خوب من، کمکم کن همواره بهیاد تو باشم نه فقط در سختیها و نه فقط برای آرزوهایم. ******* خداوند مهربان من، کمک کن مراقب گفتارم باشم تا دلی را با حرفی نرنجانم. مراقب رفتارم باشم تا کسی را دلگیر نکنم کمک کن غرور کسی را نشکنم؛ احساس بزرگی و برتری بر کسی نکنم. کمک کن خواستههای خود را بر خواستههای دیگران مقدم ندانم. یکتای مهربانم، کمک کن خارج از توان کسی از او انتظار و توقع نداشته باشم. کمک کن التماس چشمان نیازمندی را نادیده نگیرم و همچنین کمک کن قدرت درک و صبر دلواپسیهایم از غم بندگانت را بیابم. ****** خداوند دانای من، کمک کن بر خواستههای نادرستم پافشاری نکنم و خود را از آنچه بهتر که تو برایم در نظر گرفتی محروم نسازم. خداوند بخشندهی من، فراتر از آنچه لیاقت داشتهام عزیزم داشتی، بزرگتر از آنچه هستم نشانم دادی و بر من نعمتهایی عطا فرمودی که هیچ استحقاقی بر آن نداشتهام. پس شکر نعمت هایت را چگونه بر جای آورم که همین نوشتنم هم خواستهی تو بود... ******* بر من ببخشای اگر ندانسته ناله سر کردم و از بدیهایی که از من دور ساختی هیچ نداستم... و منزلتی که به من دادهای را از یاد بردهام و بدیهایم که بخشیدی و پوشاندی را فراموش کردم و چه آرزوهای دیروزم را که امروز برآوردی و من از یاد بردهام... بر من ببخشای و مهربان باش مثل همیشه به بخشندگی و بزرگی خودت و نه لیاقت من. ******* برات دعا میکنم، خیلی زیاد... آره با توأم، لبخند بزن. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 23:54 توسط ساده دل |
|
|
" به نام یگانهی مهر " آموختم که اگر در زندگی بهنظر من اتفاقی عجیب یا بد افتاد صبور باشم و نا امید نشوم زیرا خداوند همواره نقشهی بهتری دارد... خدایی که هرگاه اندوه خود با او باز گویید غمتان را به شادی بدل کند... ******* خیلی بیشتر از آنچه که فکر میکنم خداوند نزدیکمه و دوستم داره... بغض توی گلوم و اشکهایی که توی چشمام گواه منه... من "توکل به خداوند" یادم رفته بود... مثل همیشه بغضمو فرو خوردم و اشکهایی که در چشمانی صبور لرزید و نبارید... ******* تویی که ازت خیلی دورم و با پاهای پیاده به سمتت میدوم... دیگه خیالم از تو هم راحته میدونم همین الان داری نوشتههامو میخونی... قلبم آروم گرفته... خدا بیش از آنچه فکر میکنم دوستم داره... میدونم یهروز کنار همیم اگه "خوبه" باشیم... اگه "قسمت" باشه یهجا به هم میرسیم... آره با توأم... لبخند بزن. ******* هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نهکه فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند (مولانا مولوی) ******* برات دعا میکنم، خیلی زیاد... لبخند بزن. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:48 توسط ساده دل |
|
|
" به نام یگانهی مهر " از تو دلگیر نیستم چونکه تو خود از خود دلگیری من تنهاییام را دوست دارم و از تنهایی تو دلگیرم تویی که تنهایی و چشمان تنهایی را دوست نداری تویی که به مهر بیدلیل من شک داری با آنکه نیازمند دوستی تو بودم از ترس خدشه بر صداقت مهرم اشتیاقم را نهان کردم تا همیشه دوستت دارم گرچه رد زخم بیتفاوتیات بر قلبم مانده است... ******* من اینجا به انتظارت نشستهام کاش نشانهای از تو داشتم کاش میدانستم چهکار باید بکنم...همین. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:6 توسط ساده دل |
|
|
" به نام یگانهی مهر " من نسیمی هستم که هر روز بر پنجرهی تو میوزم و همراهی که تو نخواهی شناخت غمی که گاهی اوقات بر دلت چنگ میاندازد و تو دلیل آن را نمیفهمی باغبان باغ آرزوهای تو که خود را میان درختان باغ خوشبختیات پنهان نمودهام و تنها، از دور دلخوشام به شادیات. من در تمام طول روز در کنارت آمدهام و در تمام شب به یادت نوشتهام و بر بالینت صمیمانه به تو نگریستهام صورتم را بر روی قلبت و دستانت را بر صورتم گذاشتهام و تو این را نمیدانی من همیشه، همه جا با تو بودهام و با غم و اندوه تو گریستهام بیآنکه تو را برای خود بخواهم و از تو متوقع باشم... سورهی توبه آیه 16 : چنین مپندارید که شما را بدون آزمایش به حال خود رها میکنند... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 13:39 توسط ساده دل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نگران نباشید! خداوند همواره نقشه ی بهتری دارد...
|
|
RSS
|